واژهنامه تبلیغات
اصطلاحات و تعاریف رایج در تبلیغات برنامهریزیشده.
CPM
هزینه به ازای هزار (نمایش). قیمت پرداختی برای ۱۰۰۰ نمایش تبلیغ.
CTR
نرخ کلیک. درصد نمایشهایی که منجر به کلیک میشوند.
CPC
هزینه به ازای کلیک. قیمت پرداختی برای هر کلیک روی تبلیغ.
CPA
هزینه به ازای جذب/اقدام. هزینه جذب مشتری یا تکمیل یک اقدام مطلوب.
DSP
پلتفرم سمت تقاضا. فناوری مورد استفاده تبلیغکنندگان برای خرید موجودی تبلیغات به صورت برنامهریزیشده.
SSP
پلتفرم سمت عرضه. فناوری مورد استفاده ناشران برای فروش موجودی تبلیغات به صورت برنامهریزیشده.
RTB
مزایده بلادرنگ. خرید تبلیغات مبتنی بر حراج که در میلیثانیهها انجام میشود.
Impression
یک نمونه از نمایش یک تبلیغ به کاربر.
Viewability
معیاری که اندازهگیری میکند آیا تبلیغ واقعاً توسط کاربران دیده شده است (معمولاً ۵۰٪ قابل مشاهده به مدت ۱ ثانیه).
Frequency
تعداد دفعاتی که کاربر همان تبلیغ را در یک دوره معین میبیند.
Frequency Cap
محدودیتی در تعداد دفعاتی که کاربر میتواند همان تبلیغ را ببیند.
Retargeting
نمایش تبلیغات به کاربرانی که قبلاً از وبسایت شما بازدید کردهاند.
Lookalike Audience
روش هدفگذاری که کاربران جدید مشابه مشتریان فعلی شما را پیدا میکند.
Native Advertising
تبلیغاتی که برای مطابقت با ظاهر و احساس محتوای اطراف طراحی شدهاند.
Programmatic
خرید و فروش خودکار تبلیغات دیجیتال با استفاده از فناوری.
Pre-roll
تبلیغ ویدیویی که قبل از محتوای ویدیویی اصلی پخش میشود.
Mid-roll
تبلیغ ویدیویی که در حین محتوای ویدیویی اصلی پخش میشود.
Outstream
تبلیغ ویدیویی که خارج از محتوای ویدیویی، معمولاً در مقاله پخش میشود.
ROAS
بازگشت هزینه تبلیغات. درآمد ایجاد شده به ازای هر دلار صرف شده برای تبلیغات.
Attribution
فرآیند شناسایی نقاط تماسی که منجر به تبدیل شدهاند.
DOOH
تبلیغات دیجیتال محیطی. صفحهنمایشهای تبلیغاتی دیجیتال در فضاهای عمومی مانند بیلبوردها، ایستگاهها و مراکز خرید.
pDOOH
تبلیغات دیجیتال محیطی برنامهریزیشده. خرید خودکار موجودی DOOH با استفاده از فناوری مزایده بلادرنگ.
